تور آنتالیا
ویزای تایوان
خدمات VFS
تور کانادا
خرید توتون پیپ
مرکز خرید پیپ در تهران
خرید بک لینک
بيمه گر برتر
درباره من
موضوعات
    موضوعي ثبت نشده است
نويسندگان
برچسب ها
عضویت در خبرنامه
    عضویت لغو عضویت

ورود اعضا
    نام کاربری :
    پسورد :

عضویت در سایت
    نام کاربری :
    پسورد :
    تکرار پسورد:
    ایمیل :
    نام اصلی :

نويسنده :بيمه برتر
تاريخ: ۲۹ شهريور ۱۳۹۸ ساعت: ۰۳:۱۱:۱۸

امروز شايد دهمين يا شايد يازدهمين سالي است كه فروشنده بيمه هستم. فروشندگان بيمه قشر عجيبي هستند.

اول لازم هست كه در مورد فروشندگان كمي توضيح بدهم. به فروشندگان بيمه در صنعت بيمه، عوامل فروش مي گويند. اينها يا نمايندگي بيمه مي گيرند يا كارگزاري بيمه تأسيس مي كنند.

بيمه گر ها كه شركت هاي بيمه هستند، با يك قرارداد كه به قرارداد تركمانچاي بيشتر شبيه است، مي آيند و تمام مشكلات را بر سر آن نماينده هاي شركت خالي مي كنند.

اول براي اينكه بتواني نمايندگي بيمه بگيري، بايد بروي شركت بيمه. به طور مثال بيمه سامان. اول براي شما توضيح مي دهند كه شما نماينده بيمه سامان هستي و از بيمه مركزي جمهوري اسلامي، حمايت مي شوي. بيمه مركزي زيرمجموعه وزارت امور اقتصادي و دارايي فعاليت مي كند و ما مثل بانك ها و مثلاً بانك سامان، همه زير نظر دولت هستيم و بيمه تأمين اجتماعي را نگاه كن كه چه مي كند و چه نمي كند.

واقعاً روز اول خوشحال هستي كه بين اين هم كاري كه بايد با سختي پول در آورد يك كار باكلاس پيدا كردي كه اين كار انصافاً مي خواهد تو و خانواده ات را خوشحال كند.

اما وقتي وارد كار مي شوي اول مي فهمي كه بايد دفتر كار بگيري. بعد از اينكه دفتر گرفتي، بايد تابلوي بيمه را در سر در مغازه يا دفتر كارت نصب كني كه اول از همه شهرداري پيدايش مي شود كه بيا و پول تابلو رو بده. هنوز جوهر پروانه خشك نشده كه اداره ماليات مي گويد چرا پرونده مالياتي نداري و بايد ماليات ارزش افزوده و ماليات بر درآمد بدهي.

از كارشناسان و مديران و مسئولان شركت هاي بيمه كه نگويم برايت. براي كارمزد نماينده و كارگزار بيمه هزاران حرف و حديث در مي آورند و به بهانه هاي مختلف كار را انجام نمي دهند تا بالاخره يك روزي از دست اين جماعت ديوانه شوي.

در قراردادي كه با شركت بيمه مي بندي به عنوان فروشنده يا نماينده يا كارگزار، از تو مي خواهند كه در مقابل تمام تعهدات خودت پايبند باشي و ما فقط به تو كارمزد مي دهيم و البته در صورتي كه هيچ خطايي نكرده باشي و پول هم داشته باشيم و هر وقت كه داشتيم مي دهيم.

اگر بازارياب بيمه يا كارمند بيمه هم استخدام كني كه ديگر هيچ. تمام مسئوليت استخدام بيمه مربوط به خودت هست و ارگر خوب بود كه براي ما خوب بوده و اگر بد بود كه مال بد بيخ ريش صاحبش.

برويم سراغ مشتري ها. بندگان خدا يك بيمه نامه شخص ثالث خريداري مي كنند و ميخواهند نصفش را ندهند. آخر بنده خدا. مگر من چقدر كارمزد مي گيرم كه انقدر به شما تخفيف بيمه بدهم. در هر صورت مي پذيري فعاليت كني. به تو مي گويند كه بايد فروش بيمه مسافرتي و فروش بيمه نامه عمر داشته باشي. به تو مي گويند كه بايد پرتفوي مناسب از بيمه آتش سوزي مخصوصاً آتش سوزي منزل و خانه امن داشته باشي تا ما كمتر ضرر كنيم و بيشتر سود.

آخر سر هم با برخورد هاي سردي مواجه مي شوي. جشنواره مي گذارند و چندين ماه مي گذرد تا جايزه نماينده ها را بدهند.

تازه شركتهاي بيمه خصوصي بهتر هستند. بيمه ايران كه دولتي است و معلوم نيست چه چيز مي شود. با خود دولت طرف هستي. دولت است و نمي تواني چيزي بگويي.

از همه اينها گذشته ما وقتي نمايندگي بيمه گرفتيم، مي دانستيم كه شركت هاي بيمه شركت هاي خوبي هستند كه به مردم كمك مي كنند كه ريسك خودشان را پوشش دهند و كمتر از نظر مالي ضرر كنند.

شركت هاي بيمه شركت هايي هستند كه به شما اطمينان مي فروشند و ما هم به فروش همين اطمينان افتخار مي كنيم.

شب ها راحت مي خوابيم چون به مردم پوشش هاي بيمه اي فروختيم كه در روز مبادا به كمك آن ها خواهد آمد.

ما در اين صنعت اشتباهي هستيم و صداي ما را كسي نمي شنود. اما به خودمان افتخار مي كنيم.

يك فروشنده بيمه

[ ۱ ]
تاریخ امروز
پیوندهای سایت
    لينكي ثبت نشده است
پیوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
ابزارک هاي وبلاگ
آمار بازدیدکنندگان